نگاهی به افغانستان نو

جغرافیای کشور اسلامی افغانستان.اشنایی ملت اسلامی و علاقه مندان با این دیار

ریشه در خاک "

( شاهکاری کم نظیر از فریدون مشیری )

تو از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی کرد و

اشک من ترا بدرود خواهد گفت

نگاهت تلخ و افسرده است
دلت را خار خار نا امیدی سخت آزرده است
غم این نابسامانی همه توش و توانت را ز تن برده است

تو با خون و عرق ،این جنگل پژمرده را رنگ و رمق دادی
تو با دست تهی با آن همه توفان بنیاد کن در افتادی

تو را کوچیدن از این خاک ، دل بر کندن از جان است!
تو را با برگ برگ این چمن پیوند پنهان است

تو را این ابر ظلمت گستر بی رحم بی باران
تو را این خشک سالی های پی درپی
تو را از نیمه ره برگشتن یاران
تو را تزویر غمخواران
ز پا افکند

تو را هنگامه شوم شغالان
بانگ بی تعطیل زاغان
در ستوه آورد

تو با پیشانی پاک نجیب خویش
که از ان سوی گندم زار
طلوع با شکوهش خوشتر از صد تاج خورشید است

تو با آن گونه های سوخته از آفتاب دشت
تو با آن چهره افروخته از آتش غیرت
که در چشمان من والاتر از صد جام جمشید است

تو با چشمان غمباری
که روزی چشمه جوشان شادی بود و
اینک حسرت و افسوس ،بر آن
سایه افکنده ست خواهی رفت

و اشک من تو را بدرود خواهد گفت

من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک، اگر آلوده یا پاکم

من اینجا تا نفس باقی است می مانم
من ازاینجا چه می خواهم،نمی دانم

امید روشنائی گر چه در این تیرگی ها نیست
من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک ،با دست تهی
گل بر می افشانم

من اینجاروزی آخر از ستیغ کوه،چون خورشید
سرود فتح می خوانم
و میدانم
تو روزی باز خواهی گشت


برچسب‌ها: هنر, رسانه, میان فرهنگی
نوشته شده در پنجشنبه هشتم آبان ۱۴۰۴ساعت 23:52 توسط مسافر و رهگذر| |

پیام تسلیت دکتر پزشکیان در پی وقوع زلزله در شرق افغانستان

رئیس‌جمهور در پیامی ضمن تسلیت جان باختن شماری از مردم کشور دوست و برادر افغانستان در پی وقوع زلزله در شرق این کشور، آمادگی جمهوری اسلامی ایران را برای هرگونه همکاری، امدادرسانی و ارسال کمک‌های انسان‌دوستانه به مناطق آسیب‌دیده اعلام کرد.

پیام تسلیت عراقچی در پی زلزله در شرق افغانستان/ اعلام آمادگی ایران برای ارسال کمک

«سیدعباس عراقچی» با ارسال پیامی وقوع زلزله در شرق افغانستان را به مردم این کشور تسلیت گفت.

وزیر خارجه در پیام خود نوشته است: اندوه و تاسف عمیق خود، دولت و مردم ایران از وقوع زلزله شدید در شرق افغانستان را که منجر به جان‌باختن و زخمی شدن صدها تن از مردم شریف این کشور شد، اعلام می نمایم.

عراقچی افزود: در این لحظات سخت و مصیبت بزرگ، ضمن ابراز تسلیت و همدلی صمیمانه با ملت بزرگ افغانستان و خانواده‌های داغدار، جمهوری اسلامی ایران آمادگی کامل خود را برای ارسال کمک‌های امدادی، درمانی و انسانی اعلام می‌دارد. دل‌های ما در کنار مردم مقاوم افغانستان است و امیدواریم با همکاری منطقه‌ای و مشترک، بتوان این مصیبت را پشت سر گذاشت و تسکینی بر آلام سانحه دیدگان فراهم آورد.


برچسب‌ها: کنر, زلزله, افغانستان, تسلیت
نوشته شده در دوشنبه دهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 17:15 توسط مسافر و رهگذر| |

پنج نمایش نامه کوتاه

برای اجرای خیابانی و رادیویی
نوشته: حسن صادقی یونسی
Five Short Plays For Street and Radio Performance
Written by: Hassan Sadeghi Younesi
عناوین نمایشنامه های کوتاه:
جشن تولد زاغی
درخت خفته
اسکله
وقتی گرازها برمی گردند
یک شب در کلیسا
Short Play Titles:
A Magpie's Birthday
The wharf
The Sleeping Tree
The Pier When the Hogs Come Back A Night at Church


برچسب‌ها: هنر, رسانه, میان فرهنگی
نوشته شده در شنبه یکم شهریور ۱۴۰۴ساعت 20:51 توسط مسافر و رهگذر| |

خوانش نمایشنامه ی ققنوس در روستای (دهستان بالابند) بابا قره( شهرستان فریمان)
سال ۱۴۰۴ - هدف همبستگی با محور مقاومت و غزه قهرمان
خوانشگران :
🔅محمد عثمان محمدی
در نقش فلامینگو
🔅وسام ریحانی
در نقش سراج
🔅طاها احدی
محیط بان ۱
🔅سامیار رحیم دادی
محیط بان ۲
🔅وفا ریحانی
تابلوی شهرستان فریمان
🔅امید احمدی
تابلوی سد فریمان
🔅خوانش گردان: ناعمه غفاری دانشجوی رشته زبان و ادبیات عرب دانشگاه پیام نور
🔅نویسنده: حسن صادقی یونسی
خلاصه خوانش تاتر ققنوس: ماجرای یک فلامینگوی مهمان از غزه در آبگیر سد فریمان و گفتگو با یک دوستدار جغرافیا
🌟در صورت نیاز به ترجمه در حضور فلسطینیان عزیز؛ ناعمه غفاری مترجم خوانشگران خواهند بود


برچسب‌ها: غزه, رفح, خان یونسی
نوشته شده در جمعه دوم خرداد ۱۴۰۴ساعت 12:15 توسط مسافر و رهگذر| |

کنفرانس بین‌المللی «مطالعات میان‌فرهنگی؛ هنر و رسانه

در دنیای امروز که تعاملات فرهنگی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته، هنر و رسانه به عنوان دو ابزار قدرتمند، نقشی بی‌بدیل در گفتگوی میان فرهنگ‌ها و تبادل اندیشه‌ها ایفا می‌کنند. مؤسسه فرهنگی هنری جلگه سبز هنر با درک این اهمیت، کنفرانس بین‌المللی «مطالعات میان‌فرهنگی؛ هنر و رسانه» را با هدف بررسی ابعاد مختلف این تعامل و ایجاد بستری برای تبادل دانش و تجربه میان پژوهشگران، هنرمندان و فعالان این حوزه برگزار می‌کند. این کنفرانس فرصتی مغتنم برای بررسی چالش‌ها و فرصت‌های موجود در مسیر گفتگوی فرهنگ‌ها از دریچه هنر و رسانه فراهم می‌آورد.

محورهای اصلی کنفرانس:

این کنفرانس در محورهای اصلی زیر برگزار می‌شود:

مطالعات نظری میان‌فرهنگی در هنر و رسانه: بررسی نظریه‌ها، مفاهیم و رویکردهای مرتبط با مطالعات میان‌فرهنگی در حوزه هنر و رسانه، از جمله نظریه‌های میان‌فرهنگی و کاربرد آنها در تحلیل هنر و رسانه، هویت فرهنگی و بازنمایی آن در هنر و رسانه، جریان‌های جهانی شدن و تأثیر آن بر تولیدات هنری و رسانه‌ای، مطالعات پسااستعماری و نسبت آن با هنر و رسانه میان‌فرهنگی، اخلاق و مسئولیت‌پذیری در تولید و مصرف محتوای میان‌فرهنگی.

فرهنگ عامه و رسانه در فضای میان‌فرهنگی: بررسی تأثیر فرهنگ عامه بر هویت‌های فرهنگی، نقش رسانه‌ها در ترویج فرهنگ عامه در سطح جهانی، مصرف فرهنگی و تأثیر آن بر تعاملات میان‌فرهنگی، صنعت سرگرمی و تأثیر آن بر فرهنگ‌ها، موسیقی، مد، ورزش و سایر پدیده‌های فرهنگ عامه در فضای میان‌فرهنگی.

هنر به عنوان زبان میان‌فرهنگی: بررسی نقش هنرهای تجسمی، موسیقی، نمایش، سینما و سایر هنرهای اجرایی در تبادل فرهنگی، تأثیر فرهنگ‌های مختلف بر سبک‌ها و تکنیک‌های هنری، هنر و دیپلماسی فرهنگی، حفاظت از میراث فرهنگی در بسترهای میان‌فرهنگی، هنر و گردشگری فرهنگی.

مطالعات تطبیقی هنر و رسانه در فرهنگ‌های مختلف: بررسی تطبیقی آثار هنری و رسانه‌ای در فرهنگ‌های گوناگون، بررسی چالش‌ها و فرصت‌های مطالعات تطبیقی در این حوزه.

رسانه و ارتباطات میان‌فرهنگی: بررسی نقش رسانه‌های جمعی (سنتی و نوین) در شکل‌دهی تصورات و کلیشه‌های فرهنگی، مقایسه سیاست‌های رسانه‌ای در کشورهای مختلف، تأثیر رسانه‌های اجتماعی بر تعاملات میان‌فرهنگی، سواد رسانه‌ای و چالش‌های ارتباطات میان‌فرهنگی، بازنمایی فرهنگ‌ها در رسانه‌های مختلف، جنگ رسانه‌ای و تأثیر آن بر روابط میان‌فرهنگی.

فناوری‌های نوین و هنر و رسانه میان‌فرهنگی: بررسی تأثیر فناوری‌های دیجیتال بر تولید، توزیع و مصرف محتوای هنری و رسانه‌ای، واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و سایر فناوری‌های نوین در خدمت ارتباطات میان‌فرهنگی، نقش هوش مصنوعی در تولید آثار هنری و رسانه‌ای میان‌فرهنگی، چالش‌های حقوقی و اخلاقی در استفاده از فناوری‌های نوین در این حوزه.

ساختار سازمانی این رویداد باشکوه:

ریاست کنفرانس: سکان هدایت این کنفرانس بر عهده دکتر سید محمدرضا حسینی علی‌آباد خواهد بود.

دبیر کمیته علمی و داوری: مهندس عادل سعیدی‌پور با دقت و دانش خود، مسئولیت ارزیابی علمی مقالات را بر عهده خواهند داشت.

دبیر کمیته اجرایی: مهندس علیرضا محمودی‌فرد با برنامه‌ریزی دقیق، اجرای بی‌نقص کنفرانس را تضمین خواهند کرد.

دبیر شورای سیاستگذاری: اقای حسن صادقی یونسی با دیدگاه‌های راهبردی خود، مسیر کلی کنفرانس را تعیین خواهند کرد.

تاریخ‌های مهمی که باید به خاطر بسپارید:

تاریخ برگزاری: ۵ تیر ۱۴۰۴ (۱۴۰۴/۴/۵)

آخرین مهلت ثبت نام نهایی: ۳ تیر ۱۴۰۴ (۱۴۰۴/۴/۳)

آخرین مهلت ارسال اصل مقاله: ۱ تیر ۱۴۰۴ (۱۴۰۴/۴/۱)

راه‌های ارتباطی برای کسب اطلاعات بیشتر و پیوستن به این رویداد:

ایمیل: alireza10.m10@gmail.com

ایتا: a100m100@

دعوت به همکاری:

از تمامی پژوهشگران، هنرمندان، اساتید، دانشجویان و علاقه‌مندان به حوزه مطالعات میان‌فرهنگی، هنر و رسانه دعوت می‌شود تا با شرکت در این کنفرانس و ارائه دستاوردهای علمی و هنری خود، در غنای این رویداد مهم سهیم باشند.

مزایای شرکت در کنفرانس:

فرصت ارائه آخرین دستاوردهای علمی و هنری در سطح بین‌المللی

برقراری ارتباط با پژوهشگران و متخصصان برجسته در حوزه مطالعات میان‌فرهنگی، هنر و رسانه

بهره‌مندی از سخنرانی‌های کلیدی و کارگاه‌های تخصصی

دریافت گواهینامه معتبر شرکت در کنفرانس

انتشار مقالات برگزیده در مجموعه مقالات کنفرانس

اختتامیه:

امید است برگزاری این کنفرانس گامی مؤثر در راستای توسعه مطالعات میان‌فرهنگی، ارتقای سطح دانش و آگاهی جامعه و تقویت گفتگوی فرهنگ‌ها از طریق هنر و رسانه باشد.

پی‌نوشت:

برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام به وب‌سایت کنفرانس به آدرس www.icsam.confnashr.ir مراجعه فرمایید.


برچسب‌ها: هنر, رسانه, میان فرهنگی
نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی ۱۴۰۳ساعت 22:21 توسط مسافر و رهگذر| |


برچسب‌ها: شیراز, کنفرانس
نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی ۱۴۰۳ساعت 12:50 توسط مسافر و رهگذر| |


نمایش‌نامه «دریاچه ماهی»
نوشته: حسن صادقی یونسی

### شخصیت‌ها:
1. تخریبچی: جوانی کم سن و سال، با لباس غواصی پلنگی شکل، اسلحه کلاشینکوف قنداق تاشو بر دوش، کلاه آهنی بر سر.
2. عباسعلی پور: (حضور فیزیکی ندارد، تنها به عنوان شخصیتی که با او خداحافظی شده، ذکر می‌شود.)

### صحنه:
صحنه‌ی نمایش شامل یک پهنه‌ی آب و خاکریز است. در دو طرف صحنه، آب‌های راکد دریاچه دیده می‌شود که جاده‌ای از میان آن می‌گذرد. خاکریز کوتاهی در میانه صحنه قرار دارد و در پس‌زمینه، سنگرهای بتنی دشمن به چشم می‌خورد. صدای گلوله و خمپاره گاه‌به‌گاه شنیده می‌شود.

### نورپردازی:
نور سرد و آبی‌رنگی، فضایی از شب و جنگ را تداعی می‌کند. نور قرمز گاه‌به‌گاه بر اثر انفجارها روشن می‌شود و سایه‌های سنگین و متحرکی بر صحنه می‌اندازد.

### دکور:
صحنه با آب‌های تیره و راکد، سنگرهای بتنی در پس‌زمینه، و خاکریزی که در میانه صحنه قرار دارد، تزیین شده است. در گوشه‌ای از صحنه، چاله‌ای کوچک و پر از آب دیده می‌شود. صدای دوردست خمپاره و تیراندازی مدام به گوش می‌رسد.

---

### آغاز نمایش:

*(تخریبچی وارد صحنه می‌شود. او از ماشین تویوتا پیاده می‌شود و با عباسعلی پور خداحافظی می‌کند. سپس به سمت خاکریز می‌رود. صدای گلوله‌ها و خمپاره در پس‌زمینه شنیده می‌شود. تخریبچی با نگاهی مضطرب و در عین حال مصمم، به اطراف نگاه می‌کند.)*

تخریبچی:
(با خودش، نگاهی به خاکریز می‌اندازد)
خوب خوب، یک خاکریز کوتاه... یک جاده که دو طرفش آب است...
(رو به تماشاگران، با لحنی آرام)
جاده با خرج گود منفجر و قطع شده... روبروی من، دشمن پشت سنگرهای بتنی، چون کفتارهای پیر بی‌دندان... نگران از پیشروی، مضطرب از عقب‌نشینی...

*(چند قدم در صحنه راه می‌رود و به سنگرهای دشمن خیره می‌شود.)*

تخریبچی:
از دور سرباز بعثی را دیدم، او هم مرا دید...
(ناگهان به داخل چاله‌ای کوچک می‌پرد. صدای اصابت خمپاره به گوش می‌رسد. تخریبچی خودش را می‌تکاند.)
نزدیک بود... بهتر است بروم یک کیسه خواب از آن سوی خاکریز بگیرم... به به، کیسه خواب... رزمنده محصل فریمانی، تنها و بی‌یاور اینجا، روبروی دشمن عراقی... با یک تفنگ و یک سیم‌چین و یک سرنیزه... بدون غذا... بدون آب...

*(دوباره راه می‌افتد و با خود حرف می‌زند. صدای خمپاره‌ای دیگر به گوش می‌رسد. او ناگهان می‌ایستد.)*

تخریبچی:
(نوازش کردن کلاهش)
صدای خمپاره‌ای که کلاه آهنی‌ام را پاره کرد... اینجا کلاه تیر سیمینوف خورده و از سقف خارج شده... اینجا و اینجا ترکش... کاش داداش رضا هم کلاهش تیر و ترکش را دور می‌کرد... رضا شش سال از من بزرگتر بود، سال ۶۰ شهید شد...

تخریبچی:
(به خودش)
خیلی تشنه‌ام...

*(بلند می‌شود و خمیده‌خمیده به سمت دشمن نگاه می‌کند.)*

تخریبچی:
ای نامردا، شوهر خواهرم را با شلیک آرپی‌جی زخمی کردید... در سال ۵۹ در قصر شیرین... رضا را در بستان شهید کردید... حال من روبروی‌تان ایستادم، تشنه و لبانی که ترک خورده...

*(ناگهان متوجه آب‌های راکد نزدیک خاکریز می‌شود. به سمت آن می‌رود و دستش را درون آب فرو می‌کند.)*

تخریبچی:
(با چهره‌ای مشمئز)
آب بوی بدی می‌دهد و طعمش تلخ... شور و... است.

*(به خاکریز تکیه می‌کند و نگاهی به سنگر کوچک خودش می‌اندازد.)*

تخریبچی:
(با لبخندی تلخ)
بدترین حالت این است که با لباس غواصی بخواهم بروم دستشویی...
(خنده‌ای کوتاه می‌کند، سپس دستش را روی شکمش می‌گذارد.)
انگار کمی دل‌پیچه هم دارم...

*(نگاهش به دوردست، در حالی که با خود فکر می‌کند.)*

تخریبچی:
چند روز پیش عملیات کربلای ۵ بود... من و حسن کربلایی و عنابستانی و بقیه بچه‌های تخریب لشگر ۵ نصر خراسان... پس از ماه‌ها آموزش غواصی... حرکت در گل و لای... حضور در آب‌های سرد سرد سرد...
(لرزیدن بدنش را به نمایش می‌گذارد.)
زمستان در آب... کلی سرب به کمرمان بسته بودند تا فین بزنیم... و بلاخره مجبور می‌شدیم درون لباس‌مان ادرار کنیم... چند ثانیه گرم می‌شدیم... و باز دندان‌های‌مان به هم می‌خورد... اما ستون پنجم و هواپیماهای جاسوسی آمریکایی عملیات را لو دادند...

تخریبچی:
(با صدایی آهسته و لرزان)
یا ابوالفضل العباس، چقدر تشنه‌ام... چطور موقع شروع عملیات کربلای ۵ از اینجا معبر بزنم...

*(چند لحظه سکوت می‌کند و سپس شروع به خواندن نوحه می‌کند.)*

تخریبچی:
(نوحه‌خوانی)
ابوالفضل علمدار، برادر علمت کو؟

*(صدای بولدوزر و بیسیم از دوردست به گوش می‌رسد. تخریبچی به سمت صدا نگاه می‌کند و لبخندی بر لبانش نقش می‌بندد.)*

تخریبچی:
بلاخره رفقا... دیگر مهندسی رزمی و واحد تخریب آمدند... امیدوارم آب هم... کلمنی و دبه و بطری داشته باشند... لابد قمقمه‌شان پر از آب است...

*(صحنه در تاریکی فرو می‌رود. صدای تیراندازی و خمپاره‌ها همچنان در پس‌زمینه شنیده می‌شود.)*

---

این نمایش‌نامه با تمرکز بر لحظات احساسی و دشوار یک رزمنده جوان در جنگ طراحی شده است. فضای جنگ و ناامیدی، همراه با خاطراتی از عزیزان از دست رفته، به تماشاگران اجازه می‌دهد تا درک بهتری از زندگی و تجربه‌ی جنگ پیدا کنند.
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹


برچسب‌ها: صادقی یونسی, ایران, آسیا, خراسان رضوی
نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور ۱۴۰۳ساعت 16:15 توسط مسافر و رهگذر| |

☀️نمایش نامه جغرافیایی "کاکامراد"
🔅نویسنده: حسن صادقی یونسی
۳ شهریور ۱۴۰۳ _ایران_خراسان رضوی(دانشگاه پیام نور مرکز فریمان)
پرده باز می شود
(نقشه افغانستان ) آهنگ متناسب با آن کشور
☀️راوی اول: بیایید بنگرید ، اینجا است افغانستان کشوری آسیایی با اکثریت مسلمان ... چین، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، ایران و پاکستان در همسایگی این کشور قرار دارد. کابل پایتخت افغانستان و قندهار، هرات باستان، مزار شریف و جلال‌آباد، بزرگترین شهرهای این کشور است.
☀️راوی دوم: پیروان مذهب حنفی (اهل‌سنت) در اکثریت و شیعیان امامیه و اسماعیلیه در اقلیت هستند. درصد شیعیان در این کشور، بین ۲۵٪ تا ۳۰٪ برآورد شده است.
☀️راوی اول:در قانون اساسی مصوب سال ۱۳۸۲ش، برای اولین بار، مذهب شیعه درکشور افغانستان به رسمیت شناخته شد. هزاره بزرگترین قوم شیعه و سادات، هراتی‌ها، قزلباش‌ها و گروه‌هایی از بلوچ‌ها، تاجیک‌ها و پشتون‌ها دیگر دسته‌های شیعه هستند.
☀️نویسنده: امروزه متاسفانه دسترسی به آموزش ابتدایی در افغانستان به‏‌شدت کاهش یافته و 1/1 میلیون دختر و پسر کمتر به مدرسه می‌‏روند. اگر به این آمارها، دخترانی را اضافه کنیم که قبل از اعمال این ممنوعیت‏‌ها از تحصیل بازمانده بودند، حالا تقریباً 5/2میلیون دختر در افغانستان از حق تحصیل محرومند که 80 درصد از آنها را دختران در سن مدرسه تشکیل می‏‌دهند.
☀️همسر نویسنده: استاد امروز توی فکر هستید؟
☀️نویسنده: (با ناراحتی) در جنگ جهانی دوم دختر جوانی به نام ساداکو با تشعشعات بمباران اتمی ژاپن (توسط آمریکایی ها)صدمه دید. دوستی به او پیشنهاد کرد تا هزار عدد از پرنده های صلح را بسازد تا بهبود یابد.
ساداکو در طول مدت ساخت پرندگان به بهبودی نسبی دست یافت اما با تشدید بیماری در حالی که تعدادی از پرندگان خود را نساخته بود، جان خود را از دست داد. دوستان هم مدرسه ای ساداکو با تکمیل پرندگان یاد او را گرامی داشتند و وقتی توجه شهردار هیروشیما به این حرکت انسان دوستانه جلب شد، تندیسی از درنا در یکی از پارک های شهر که به پارک صلح تغییر نام یافت ساخته شد و زیر آن متن دانش آموزان به این شکل درج شد." این فریاد ماست. این خواسته ماست. صلح در دنیا"
☀️همسر نویسنده: پس در اندیشه اثری
با مضامین دوری از وطن و صلح هستید؟!
☀️نویسنده : بله ...دقیقا
البته خوب است یک چای بخوریم و بیشتر به موضوع فکر کنیم...به فردی که ۳۵ سال عمر ارزشمند خود را وقف مردم و کشور افغانستان کرد...(روی سن قدم می زند) ماجرا را از زبان خانواده اش بشنوید .
🔅دختر کاکا مراد: (با اشاره به تماشاچی)
حتما می اندیشید از چه کسی صحبت می کنم؟! یا اینکه پدرم کیست؟ من یک دختر ژاپنی هستم. پدرم تتسو ناکامورا فردی است که در میان مردم افغانستان به نام «کاکا مراد» شناخته می شود. ناکامورا پس از سه دهه کار و خدمت انسان دوستانه در افغانستان، در یک حمله مسلحانه به خودرو اش در روز چهارم دسامبر 2019 میلادی در شهر جلال‌آباد، مرکز ولایت ننگرهار افغانستان کشته شد. دولت افغانستان در اکتبر ۲۰۱۹، به ناکامورا شهروندی افتخاری داد.
🔅همسر کاکا مراد: همسرم تتسو ناکامورا در ۱۵ سپتامبر ۱۹۴۶ در شهر فوکوئوکا در استان فوکوئوکا در شمال جزیره کیوشو ژاپن چشم به جهان گشود .وی از دانشکده پزشکی دانشگاه کیوشو در سال ۱۹۷۳ فارغ‌ التحصیل شد. بله او یک پزشک بود
🔅برادر کاکا مراد: تتسو ناکامورا نخستین بار در سال ۱۹۸۴ زمان اشغال افغانستان توسط ارتش شوروی، به عنوان داوطلب در یک درمانگاه مربوط به یک مؤسسه غیردولتی به ‌نام خدمات درمانی فرامرزی ژاپن در شهر پیشاور پاکستان مشغول به کار شد تا به درمان بیماران مبتلا به جذام کمک کند. او در ابتدا می ‌خواست برای پنج تا شش سال در پیشاور بماند، شهری که بزرگ‌ترین اجتماع آوارگان جنگ افغانستان را در خود جای داده بود.
🔅دختر کاکامراد:
با سقوط رژیم تحت حمایت شوروی در افغانستان و پیروزی مجاهدین، ناکامورا فعالیت خود در داخل افغانستان را گسترش داد. او در سال ۱۹۹۱ میلاد سه درمانگاه در ولایت ننگرهار در شرق این کشور تاسیس کرد تا به مردم جنگ ‌زده افغانستان کمک کند.
🔅کاکامراد: (با هیجان)من در دوران فعالیت خود درکشور مظلوم افغانستان متوجه شدم که مشکل بیشتر بیمارانی که به درمانگاه‌ ها مراجعه می ‌کردند، سوء تغذیه است.(با تاکید) بله" سوء تغذیه"*** شعار من «آب، نه اسلحه» در کنار کمک ‌های درمانی به مردم منطقه بود، به کشاورزی و آبیاری توجه بیشتری کردم و به ساخت کانال و پروژه‌های آب‌رسانی در شرق افغانستان پرداختم
و اینچنین قصه ما آغاز شد...
☀️همسر کاکامراد: (شاخه گلی به کاکا مراد می دهد)در آغاز قرن بیست و یکم در سال 2000 میلادی زمانی که خشکسالی سختی افغانستان و منطقه را فراگرفت، همسرم تصمیم گرفت کانال آب راه اندازی کند.یعنی با دیو خشکسالی وارد نبرد شد.

🔅برادر کاکامراد: در واقع باید گفت که پیامدهای این خشکسالی، افزایش بیماری‌ های مرتبط با سوء تغذیه و کمبود آب در بدن بود. ناکامورای عزیزم در این مورد میگفت: «یک کانال آب (برای این مردم مستضعف) مفیدتر از ۱۰۰ پزشک است». او همچنین تکرار می کرد: «در یک بیمارستان، بیماران یک به یک درمان می‌شوند، اما این کار (آب‌رسانی) به تمام روستا را کمک می‌کند؛ من از دیدن یک روستا لذت می‌برم که (پس از خشکسالی) دوباره زنده شده ‌است."
🔅نویسنده: قهرمان قصه ما در سال ۲۰۰۳ کاری کرد کارستان ؟!! ناکامورا یک کانال آب‌رسانی در ولسوالی(استان) خیوه ولایت ننگرهار ساخت. محلی ها نام این کانال را «مروارید» گذاشتند. کانال مروارید به طول بیش از ۲۵ کیلومتر، آب رودخانه کنر (در افغانستان: دریای کنر) را به کشتزارها و خانه‌های مردم ولسوالی خیوه می‌ رساند.وی برای ساخت کانال مروارید، از روش‌های سنتی ۲۰۰ سال پیش برای ساخت کانال آب‌رسانی در زادگاه خودش، فوکوئوکا، الهام گرفت.
🔅برادر کاکامراد:ناکامورا در دشت گمبیری در نزدیکی شهر جلال‌آباد در شرق افغانستان بیش از ۸ کانال آب‌ رسانی ساخت یا احیا کرد که ۱۶ هزار هکتار زمین زراعی را آبیاری می‌کند و زندگی ۶۰۰ هزار نفر را متحول کرده‌ است. او همچنین در ۱۱ بند آب‌گردان بر روی رودخانه کنر ساخت.(قدری مکث می کند و جلو سن می ایستد(

ناکامورا می ‌گفت: «اسلحه و تانک، مشکلات افغانستانی ها را حل نمی‌ کند؛ احیای کشتزارها، برای بهبود وضعیت افغانستان یک عنصر بنیادین است. او تقریباً سه دهه در این کشور زندگی و برای بهبود وضعیت مردمش کار کرد...بدون منت کار کرد
☀️همسر کاکا مراد: خودش را وقف این آب و خاک کرده بود.
🔅نویسنده: وی همچنین چندین بار از مرگ جان سالم به در برد. یک بار نزدیک بود در رگبار مسلسل یک هلی‌کوپتر آمریکایی کشته شود. بار دیگر جانش را برای حفاظت از خاکریزهای یک رودخانه درحال طغیان به خطر انداخت. او می ‌گفت: «دوست دارم اینجا (در افغانستان) بمیرم در نهایت در چهارم دسامبر سال 2019 میلادی توسط افراد مسلح ترور شد. افراد مسلح به خودرو موسسه خدمات درمانی صلح (PMS) در شهر جلال ‌آباد حمله کردند. دکتر ناکامورا به همراه پنج نفر دیگر، از جمله راننده و یک محافظ ترور شدند.(صدای تیراندازی)🔴
دختر کاکا مراد:پس از انتشار خبر مرگ پدرم، گروه طالبان به سرعت اعلام کرددر این حادثه نقشی نداشته است.
☀️برادر کاکامراد: همسر و دختر ناکامورا برای انتقال پیکرش به ژاپن به کابل آمدند... در هفتم دسامبر، دولت افغانستان تشییع جنازه رسمی با تشریفات ویژه نظامی برای او برگزار گردید....

🔅خواننده دوره گرد:(به سبک کوهسانی)
می نوازد و می خواند
و بازیگران در حال تشییع جنازه ثابت ایستاده اند
(خواننده شعر شاعر محمدحسین انصاری‌نژاد را زمزمه می کند...)
نشسته‌ای کسی از جادۀ هرات بیاید

امیر کشورت از فتح سومنات بیاید

چگونه عنصری از کابلت قصیده بخواند
اگر به کالبدش نفخۀ حیات بیاید
مگر سنایی از آن دور با عصای شکسته
سحر به خواب تو با دفتر و دوات بیاید
شهید بلخ از آن قله‌ها اگر بسراید
چقدر قاصدک سرخ از آن فلات بیاید
به ماه زل زده‌ای ماه کابلت به محاق است
مگر به خواب تو با شاخۀ نبات بیاید
دلت گواهی بد می‌دهد صدا بزن امشب
خبر دهید که آن پیر از هرات بیاید

دوباره نقشۀ جغرافیاست سفرۀ نانت

که بوی گندمی از سمت روستاست بیاید
و کودکان تو با مشک تشنه چشم به راهند
خدا کند که علمداری از فرات بیاید
خدا کند که به ساحل رسند گمشدگانت
و بر قلمرو توفانی‌ات ثبات بیاید

خدا کند که همین جمعه آن ستارۀ موعود
میان ندبه و شبخوانی سمات بیاید.


برچسب‌ها: کاکامراد, نمایش نامه جغرافیایی, ژاپن, افغانستان
نوشته شده در شنبه سوم شهریور ۱۴۰۳ساعت 15:33 توسط مسافر و رهگذر| |


برچسب‌ها: اسماعیل هنیه, قدس, غزه, شهادت
نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد ۱۴۰۳ساعت 7:35 توسط مسافر و رهگذر| |

مقاومت کن غزه
در شهر صدای آتش و آوار است

برخیز، کدام خفته‌ای بیدار است

ای خواب‌دلانِ ساحلِ آرامش!

یک شهرِ شکسته آن‌ورِ دیوار است

این قافله قصدِ دودمانت دارند

نیرنگ برای آسمانت دارند

امشب شبِ جشن است و خدایانِ جهان

صد نقشه برای کودکانت دارند

این قوم به انجماد دادند تو را

سرمایۀ غم زیاد دادند تو را

آنان‌که چو بید از تو می‌لرزیدند

ای شمع! به دستِ باد دادند تو را

از خاکِ خودت محافظت کن، غزّه!

از این‌همه گل مراقبت کن، غزّه!

تا لحظۀ زیبای شکفتن در خون

با جان و تنت مقاومت کن، غزّه!

ای کاش دوباره عشق آغاز شود

تا بار دگر غزّه سرافراز شود

صدها غزل نگفته دارند، اگر

یک‌روز دهانِ سنگ‌ها باز شود
فرامرز عرب‌عامري


برچسب‌ها: غزه, کودکان مظلوم
نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد ۱۴۰۳ساعت 9:4 توسط مسافر و رهگذر| |

Design By : Mihantheme