تبليغاتX
نگاهی به افغانستان نو




















نگاهی به افغانستان نو

جغرافیای کشور اسلامی افغانستان.اشنایی ملت اسلامی و علاقه مندان با این دیار

سلام. ایرانی هستم اما افغان ها را دوست دارم... هم دینان و همزبانانی خوب که رنج بسیار دیده اند... و شاید ما میزبانان خوبی برایشان نبودیم... همیشه با دیدن افغان ها یاد آن شعر معروف می افتم: غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت/ پیاده آمده بودم , پیاده خواهم رفت...
برای تمام افغان ها آرزوی موفقیت و صلح و آرامش دارم. خوش حال می شوم بیشتر آشنا شویم. موفق باشید و در پناه خدا
نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 23:46 توسط مهمان| |

http://96.0.54.242/ap/pics2/200912151156261290.jpg 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 15:38 توسط مهمان| |

دوستان عزیز ُ اگه قصد مهمان شدن دارید فعلا خواهش می کنم مهمان نشوید . نانواهای هرات ازچند روز به این سو سرلچ با شاروال شهررا گرفته اند وباهم قسم کرده اند که نان پخته نکنند . مثل همیشه جنگ شاروال با نانواها برسرپول است آن هم سریک افغانی . شاروال میگوید یک نان به ۴ افغانی ولی نانوا ها میگویند یک نان ۵ افغانی . دراین میان ملت گرسنگی می کشند . درکل شهریک تکه نان پیدا نمیشود . خلاصه تا اطلاع ثانوی مهمان نشوید .

نوشته شده در یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 15:23 توسط مهمان| |

سرود ملی

قانون اساسی جدید افغانستان که درسال ۲۰۰۴ توسط لویه جرگه بتصویب رسید، حکم مینماید که سرود ملی باید به زبان پشتو که یکی ازدو زبانهای رسمی کشور می باشد، همینطور درقانون اساسی آمده‌است که ضمن اسمای ملیتهای بزرگ باید کلمات الله اکبر نیز در سرود ملی جدید گنجانیده شود.

سرود ملی جدید افغانستان که تصنیف آن توسط عبدالباری جهانی سروده شده و آهنگ آن را ببرک وسا که فعلاً رهبر آرکستر سمفونی کشور آلمان است ساخته و در ماه مه سال ۲۰۰۶ میلادی در شهر برلین ثبت شد که خوانندگان آن عبدالوهاب مددی، صادق فطرت (ناشناس) پیکر افسانه، حسین ارمان، مشعل ارمان، شهنا و دو، سه هنرمند جوان دیگر می‌باشند. اصل متن این سرود به زبان پشتو سروده شده‌است که در آن اسامی برخی از اقوام ساکن افغانستان چون بلوچها، ازبکها، پشتونها، هزاره‌ها، ترکمنها، تاجیکها، عربها، گوجرها، پامیریها، نورستانیها، براهوییها، قزلباشها، ایماقها، و پشه‌ایها ذکر گردیده‌است.

 

دا وطن افغانستان دی

دا عزت د هر افغان دی

کور د سولی کور د توری

هر بچی یی قهرمان دی

دا وطن د تولو کور دی

د بلوچو د ازبکو

د پشتون او هزاره وو

د ترکمنو د تاجکو

ورسره عرب، گوجر دی

پامیریان، نورستانیان

براهوی دی، قزلباش دی

هم ایماق، هم پشه ییان

دا هیواد به تل زلیژی

لکه لمر پرشنه آسمان

په سینه کی د آسیا به

لکه زره وی جاویدان

نوم د حق مودی رهبر

وایو الله اکبر وایو الله اکبر

ترجمه فارسی

این کشور افغانستان است

این عزت هر افغان است

میهن صلح، جایگاه شمشیر

هر فرزندش قهرمان است

این کشور میهن همه است

از بلوچ، از ازبکها

از پشتون، هزاره‌ها

از ترکمن و تاجیکها

هم عرب و گوجرها

پامیری، نورستانیها

براهویی است و قزلباش

هم ایماق و پشه‌ئیان

این کشور همیشه تابان خواهد بود

مثل آفتاب در آسمان کبود

در سینهٔ آسیا

مثل قلب جاویدان

نام حق است ما را رهبر

می‌گوییم الله اکبر، می‌گوییم الله اکبر

اولین سرود ملی افغانستان درزمان سلطنت امان الله شاه، در دههٔ بیست به سبک موسیقی غربی، به زبان پشتو سروده شد. در زمان سلطنت حبیب الله کلکانی (پسر سقاو) درسال ۱۹۲۹ سرود ملی وجود نداشت، اما بعداً در زمان سلطنت محمد نادرخان در سالهای ۱۹۳۳ سرودملی به زبان پشتو و به سبک نظامی خوانده می‌شد، و در زمان سلطنت محمد ظاهرشاه بین سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۷۳ سرود ملی بدون الفاظ توسط موسیقی نواخته می‌شد.

منبع : بنیاد فرهنگی مدنی غزنین

نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 15:18 توسط مهمان| |

                                           گله از خود مویه لالی

اگر جاگه نگار مو در ته یی دالون بام استه

وگرخوراک بابه تا هنوزآن پاج خام استه

                       ناقی ازکس نگی الی

                     گله ازخود مویه لالی

چراگفتار آته کلب حسین یادمو مدام استه

که پای از جول آتی بورکدویک ننگ عام استه

                   ناقی ازکس نگی الی

                     گله ازخود مویه لالی

 دیگاه بر بال آپلو رفت به کوی مشتری اکنون

خروی خانه مارا به پا تاحال دام استه

                  ناقی ازکس نگی الی

                     گله ازخود مویه لالی

 چرا ملای آغیل گفته که کافر شود آنکس

که زوزاد بچ کیچه خو اشته به پاریسش مقام استه

                    ناقی ازکس نگی الی

                     گله ازخود مویه لالی

 اموگفتار آته "غوچ علی"دریاد آلی آر

چقک نودونا دایم برار از برف بام استه

                     ناقی ازکس نگی الی

                     گله ازخود مویه لالی

گر ضعیف الجسه وچون تار جلگگ لا غر اندامیم

مزه قورتی واوگره تاهنوز مارا به کام استه

              ناقی ازکس نگی الی

                گله ازخود مویه لالی

 این شعر را به دقت بخوانید وعلت عقب مانده گی را در لابلای آن جستجو نموده اگر کدام دلیل را ناگفته باشم درنظرتان ثبت نموده تا شعر تکمیل شود .

                                                دنیای سپاس

                                                فتح الدین فایق

نوشته شده در پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 20:32 توسط مهمان| |

             
نوشته شده در پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 20:29 توسط مهمان| |

 

چرابازهم !

 فضای کابل زیبای من را آشنا مملو زدود کردی ؟

زکشت پارخویش برگو ! کدام اندازه سود کردی؟

عجیب است !

یلان با سنگ غیرت بر دماغ خویشتن کوفتند

بجای خر به پالانش چو گیو پیلتن کوفتند

هنوز !

 این مرزو بوم از ساکنان پارخویش بیداد میگوید

بس است شمامه اززخم تبر فریاد میگوید

زیک سو !

مادر بیچاره ازهجران فرزند اشک میریزد

گلوی تشنه را آب ازکدامین مشک میریزد

صبوری زانطرف!

 ازدرددوری نغمه ازآستین کهنه میخواند

وجیهه شرح حال کودک گهواره میخواند

وداود ازصفورا دوختر همسایه میخواند

شمالی را بیبین !

ازهجرلاله با نوای نی نوا گوید

یکاولنگ ازعلف خوردن حکایت را به ما گوید

توسنگدل!

 شیشه این خانه را بازم به ضرب سنگ بشکستی

بجای تانک کراچی کهنه بادرنگ بشکستی !!!

                                       فتح الدین فایق ۲۸ جدی

نوشته شده در پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 20:13 توسط مهمان| |

     عزيمت گروه پزشكي و امدادي جمعيت هلال احمر به هائيتي
    
پس از ارسال نخستين محموله امدادي جمعيت هلال احمر جمهوري اسلامي ايران،‌ اولين گروه پزشكي و امدادي جمعيت هلال احمر نيز با هدف امدادرساني به زلزله زدگان هائيتي، امروز (28 دي) به اين كشور عزيمت مي كند.
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 13:15 توسط مهمان| |

استاندار خراسان در سفر یک روزه به فریمان همچنین از بخش اداری و خوابگاه  مهاجران افغان در اردوگاه بین المللی مهاجران و اتباع سفیدسنگ فریمان که روزانه به طور متوسط ۱۲۰۰ نفر افغانی را از سراسر کشور پذیرش دارد، بازدید کرد...
ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 8:44 توسط مهمان| |

1- ازجایی میگذشتیم که پسرم چشمش به تابلویی افتاد که نوشته شده بود اندیشه گاه . پسرم پرسید اندیشه گاه یعنی چی ؟ گفتم اندیشه گاه جایی است که انسان ها اندیشه می کنند یعنی فکرمی کنند تحقیق می کنند . گفت چطورفکرمی کنند ؟ گفتم آنجا میزهایی گذاشته شده روی میزها کتاب گذاشته شده وکتاب خانه دارند  مردم میرن آنجا مطالعه می کنند تحقیق می کنند ودریک گوشه ی هم کامپیوترگذاشته شده که مردم ازانترنت استفاده می کنند . برای اثبات گفته هایم واینکه پسرم بهتربفهمه اندیشه گاه یعنی چی دستش را گرفتم رفتیم داخل . دیدیم که چند تایی گرد یک میزنشسته اند چای یا قهوه می خورند وگل می گویند وگل میشنوند وقاه قاه میخندند . دریک میزدیگه هم یک دختروپسری درحال گفتگویی بودند که آدم ازدیدنش کیف می کرد  ودریک گوشه  گرد یک میز روی کوج چند نفری سگرت دود می کنند . پشت کامبیوترهم چند تا نشسته بودند چت می کردند . پسرم گفت اینجا که مثل سماوات وهوتل وری است تو می گفتی کتاب است و مردم کتاب میخوانند . مانده بودم که چه بگویم درذهن پسرم یا دروغگوبرآمده بودم ویاشاید نافهم . گفتم ازنظرلغوی اندیشه گاه یعنی همان که من گفتم اینجارانمیفهمم وبرآمدیم .

2-درکابل وقتی اول وارد میشوی ازدروغ هایی شاخداری که میشنوی احساس می کنی شاخ درمی آوردی . ولی کم کم که میگذرد نسبت به این دروغ ها بی تفاوت میشوی چند روزی بیشترکه می گذرد کم کم این دروغ ها را باورمی کنید واگرچند روزی بیشتربمانی یک وقت متوجه میشوی که برای زندگی درکابل باید دروغ بلد باشی واحساس نیازشدید به دروغ گفتن می کنی

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388ساعت 16:5 توسط مهمان| |


Design By : Night Skin